فرهنگستان زبان و ادب
{sequestring agent} [شیمی] ماده ای که با تشکیل یون همتافتی که فاقد واکنش های یون مزبور است، یون فلزی را از محلول حذف کند
{sequestring agent} [شیمی] ماده ای که با تشکیل یون همتافتی که فاقد واکنش های یون مزبور است، یون فلزی را از محلول حذف کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیاهان جزیرههای منزوی نیز اغلب ویژگی «پشمیشدن در اثر جزیرهنشینی» را از خود نشان میدهند.
💡 در خاور سغد، خوارزمِ منزوی در میان کویر که در آن مردمان یکجانشین شهریِ ایرانی زندگی میکردند، جای داشت.
💡 هم زاهدو هم زاهدی زان شد نزاری منزوی آیا چه شیرین شاهدی یا رب چه چابکمنظری
💡 عزلتی گر زانکه میگیری بگیر از خویشتن منزوی گر میشوی باری هم از خود منزوی
💡 ز نحسش منزوی مانده دو صد دانا به یک منزل ز سعدش مقتدا گشته هزار ابله به یک برزن