لغت نامه دهخدا
صلاح اندیشیدن. [ ص َ اَ دَ ] ( مص مرکب ) خیرخواهی کردن. خیر اندیشیدن. تدبیر.نصیحت کردن. رجوع به صلاح اندیش و رجوع به صلاح شود.
صلاح اندیشیدن. [ ص َ اَ دَ ] ( مص مرکب ) خیرخواهی کردن. خیر اندیشیدن. تدبیر.نصیحت کردن. رجوع به صلاح اندیش و رجوع به صلاح شود.
خیر خواهی کردن نیکی اندیشیدن.
💡 به نظر میرسد که در شرایط کنونی اندیشیدن به این قضیه، اندیشیدن به امری تقریباً محال است.
💡 اما فومن از نظر وجهتسمیه درست، از دو بخش «فو (پو)» و «من» تشکیل شده که پو در زبان اوستایی به معنای در آغاز نخست و پناه بخشیدن یا پناه بخش اندیشه آمده و «من» نیز در زبان ایرانی به معنی اندیشیدن، دریافتن و شناختن است.
💡 مغالطهٔ رگرسیون در کتاب هنر شفاف اندیشیدن نوشتهٔ رولف دوبلی نیز شرح داده شدهاست.
💡 یک پژوهشگر اجتماعی باید به تحقیقهای نظری و عملی علاقهمند باشد؛ یعنی از یک سو نظریههای اجتماعی را مطالعه کرده و آنها را مورد نقد و تحلیل قرار دهد و از سوی دیگر بین مردم جامعه رفته و به تحقیقهای میدانی علاقهمند باشد. دانش و بینش ریاضی در این گرایش بسیار مهم است؛ زیرا دقیق فکر کردن و اندیشیدن در پژوهشگری اجتماعی اهمیت بسیاری دارد.
💡 برشت معتقد بود که هدف درام این است که «به ما بیاموزد چگونه زنده بمانیم». و تماشاگر به جای احساس کردن میبایست به اندیشیدن وادار شود.
💡 انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست. وظیفه خاص انسان که مختص به اوست، همان خصلتی است که او را از سایر آفریدهها متمایز میسازد و آن اندیشیدن و تفکر است.