صبحدم اسا

لغت نامه دهخدا

( صبحدم آسا ) صبحدم آسا. [ ص ُ دَ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) به مانندصبحدم. به کردار صبحدم. همانند دم صبح:
دلهای گرم تب زده را شربتی کنم
ز آن خوش دمی که صبحدم آسا برآورم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( صبحدم آسا ) ( صفت ) بمانند صبح همانند دم صبح.

جمله سازی با صبحدم اسا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبحانه را با چای اول صبحدم و پیش از طلوع آفتاب و معمولا با کره گاوی یا گوسفندی یا پنیر و ماست و مربا یا تخم مرغ می خورند.

💡 گه گه به بوی او شدمی زنده پیش ازین آن نیز باد صبحدم از من دریغ داشت

💡 بشنوم تا چند بوی گل ز باد صبحدم بوی او گر همره باد صبا آید خوش است

💡 مرا به صبحدمی در چمن گذار افتاد ز بوی گل به مشامم خیال یار افتاد

💡 تا برآرد از دیار دشمنان دین دمار می‌کشد هر صبحدم مردانه خنجر آفتاب

💡 دور از تو شبی نیست که این خسته مهجور تا صبحدم از یاد تو فریاد ندارد

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز