لغت نامه دهخدا
شکم شکسته.[ ش ِ ک َ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) رنجور از سوء هضم و کسی که مبتلا به سوء هضم باشد. ( ناظم الاطباء ).
شکم شکسته.[ ش ِ ک َ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) رنجور از سوء هضم و کسی که مبتلا به سوء هضم باشد. ( ناظم الاطباء ).
رنجور از سوئ هضم و کسی که مبتلا به سوئ هضم باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلها ز غم بسوخت مگر خرمی بمرد؟ جم دل شکسته گشت مگر جام مانده نیست؟
💡 ما را چو در سلاسل زلفت مقیدیم پای در شکسته بزنجیر در مبند
💡 جراتستای همت ارباب فقر باش کز گرد آرزو صف محشر شکسته اند
💡 گشاده روی کنی همچو گل وداع مرا شکسته دل نکنی پیش عندلیبانم
💡 درکشتی حباب کشیدیم رخت خویش خاطر شکسته ایم و خطر ناخدای ماست
💡 هر چند عاجزیم، در آزار ما مکوش آتش شکسته دل شود از بوریای ما