لغت نامه دهخدا
شعرالجبار. [ ش َ رُل ْ ج َب ْ با ] ( ع اِ مرکب ) پرسیاوشان.شعرالارض. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات شود.
شعرالجبار. [ ش َ رُل ْ ج َب ْ با ] ( ع اِ مرکب ) پرسیاوشان.شعرالارض. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات شود.
پرسیاوشان شعر الارض
💡 انما امر بالوضوء ليكون العبد طاهرا اذا قام بين يدى الجبار و عند مناجاته...؛
💡 ... لان يكون العبد طاهرا اذا قام بين يدى الجبار عند مناجاته؛
💡 قاضی عبد الجبار معتزلی در این باره میگوید:
💡 يا نفس لا تخشى من الكفاروابشرى برحمة الجبار از كافرين نترس و به رحمت خدا مژده باد، در اين ميان مشك را به دندان گرفته بود، كهناگاه تيرى بر مشك اصابت كرد و آب ريخت، و ملعونى وقتى حضرت را بدون دست ديدپيش آمد و با عمود آهنين بر حضرت كوبيد.