فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) طرح زینتی که با مهره، منجوق، پولک و سنگ های درخشان بر روی لباس دوخته می شود.
( ~. ) (اِمر. ) طرح زینتی که با مهره، منجوق، پولک و سنگ های درخشان بر روی لباس دوخته می شود.
طرح زینتی که با مهره، منجوق، پولک و سنگهای درخشان بر روی لباس دوخته میشود.
💡 ور هست جمیل و نیستش جیب پاکیزه ز وصله دوزی عیب
💡 صف دلها همه از تیر ندوزی، دوزی خم ابروی کماندار نداری، داری
💡 تا تو ایدلبر بشادی زی کله دوزی شدی خود کلاه مغ نداند دو تن استاد تو
💡 ور بگویم تو هم نیاموزی خرقه تا کی دری و کی دوزی
💡 گریبانم ز دست خود چه دوزی ه از دست تو بازش می درانم
💡 کجا او هرچه تو دوزی بدرد همیدون هر چه تو کاری ببرد