سروش اذران

لغت نامه دهخدا

( سروش آذران ) سروش آذران. [ س ُ ذَ ] ( اِخ ) حمزه اصفهانی در سنی ملوک الارض و الانبیاء در پادشاهی شاپور ذوالاکتاف آورده: «ونصب بقریة حروان من رستاق جی ناراً سماها سروش آذران وقف علیها قریة یوان و قریة جاجاه من رستاق [ ا ]لمنجان ». مؤلف مجمل التواریخ و القصص نیز در سلطنت همین پادشاه آورده: «و به حروان از روستای جی آتشی بنهاد سرو( د ) شاذران نام کرد و از خان لنجان اوقاف بسیارکرد آن را». ( مزدیسنا تألیف محمد معین چ 1 ص 241 ).

فرهنگ فارسی

( سروش آذران ) حمز. اصفهانی در سنی الملوک الارض و الانبیائ در پادشاهی شاپور ذوالاکتاف آورده.

جمله سازی با سروش اذران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کیبورد های دانی هیتلر برای دانلود بیشتر به چنل ما در سروش بپوندید

💡 300. «دیوان صغیر اصفهانی»، فرهنگ آثار (ج 4)، تهران، سروش، ۱۳۹۷.

💡 دوش درآمد سروش گفت نزاری بیا جای تو این توده نیست سدرهٔ تو منتهاست

💡 سروش عیش «نظیری » ز راه عشاق است رو از پیمبر نی گوش کن پیام و مترس

💡 آیت توبه ز مبدای ازل خوانده ام هرچه خود وقت درآید به من آیند سروش

💡 جان فرید از بلی مست می الست شد شاید اگر به بوی او لاف سروش می‌زند