سرخ سرک

لغت نامه دهخدا

سرخ سرک. [ س ُ س َ رَ ] ( اِ مرکب ) نام مرغی است که سر او سرخ میباشد و او را بعربی حُمَّرة خوانند. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ).

فرهنگ فارسی

یکی از گونه های سهره است.
نام مرغی است که سر او سرخ میباشد و او را بعربی حمر خوانند.

جمله سازی با سرخ سرک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا روی بتان باشد چون چشم سمن سرخ تا پشت سمن باشد چون زلف بتان خم

💡 رمحتث‌ن به چه ماند بسه بکس غمژمان تن‌ا کاندر دمش از خون عدو سرخ لعاب است

💡 همیشه پیش نظر تا بود لبش ما را ز لخت دل چو رگ لعل، گشته مژگان سرخ

💡 ازبس که زر سرخ ببخشی همه جهان تهمت همی زنند که تو دشمن زری

💡 بنفشه‌ستان دو زلف خویش بشکست چو لاله‌ستان وقایه سرخ بربست

💡 گرچه ز خون کشتگان گشت رقیب سرخ روی باز منش به درد دل روی سیاه کرده ام