فرهنگستان زبان و ادب
{difficult-to-root} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی قلمه ای که به دشواری ریشه دهد
{difficult-to-root} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی قلمه ای که به دشواری ریشه دهد
💡 از بیم انقطاع همان می تپد دلم در بحر اگر چه ریشه این موج محکم است
💡 دریغ آن درخت گشن شاخ و برگ که با تیشه از ریشه افکند مرگ
💡 گل برگ چمن عشق «نظیری » ماییم نرود تا ابد از خاک رگ و ریشه ما
💡 سنگ را موم نماید نفس خونگرمان چه عجب لاله اگر ریشه کند دررگ سنگ
💡 ز خون آرزو صدرنگ میبالد بهار من نهال باغ یأسم ریشه در آب دگر دارم
💡 عزم کرده است همانا که کندتعمیرم ورنه از ریشه سبب چیست که ویرانم کرد