زیر باجیه
لغت نامه دهخدا
زیرباجیه. [ ] ( اِ مرکب ) آشی که در آن سرکه و میوه های خشک ریزند و به زعفران معطر کنند و زیره و سایر توابل افکنند و طعم آن شیرین سازند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زیربا و زیرباج شود.
فرهنگ فارسی
آشی که در آن سرکه و میوه های خشک ریزند و به زعفران معطر کنند و زیره و سایر توابع افکنده و طعم آن شیرین سازند.
جمله سازی با زیر باجیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به هرزه ذوق طلب می فزایدم غالب که باد در کف و آتش به زیر پاستمی
💡 گفتی که بگو پیدا سری ز میان من نیمیست ز موی آن هم در زیر کمر پنهان
💡 بر اساس قرعه کشی صورت گرفته مسابقات زیر برگزار میشود:
💡 نمونهٔ زیر عبارت «سلام دنیا» را بر صفحهٔ وب نمایش میدهد.
💡 در آیات زیر به وجود نامهای نیکو برای الله اشاره شدهاست:
💡 صحن چمن ز زمزمه ی بلبل سحر گردد پر از ترنّم زیر و نوای بم