فرهنگستان زبان و ادب
{floating earthquake} [ژئوفیزیک] زمین لرزه ای که احتمال وقوع آن در هر نقطه ای از ناحیه ای مشخص یکسان فرض می شود
{floating earthquake} [ژئوفیزیک] زمین لرزه ای که احتمال وقوع آن در هر نقطه ای از ناحیه ای مشخص یکسان فرض می شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلبل در ميان دريايى ژرف از خيالهاى رويايى شناور و در آن غرق مى شود.
💡 مدیران ارشد شرکت لوکاویل ۵۱ درصد از سهام لوکاویل را در کنترل خود دارند و در حدود ۲۰ درصد از سهام این شرکت متعلق به کمپانی آمریکایی کونوکو فیلیپس است. بقیه سهام آن نیز به صورت سهام شناور میباشد.
💡 درین محیط، تفاوت به چشم معنی بین ز دست و پا زدن بسته و شناور نیست
💡 قایق معمولاً از کشتی کوچکتر است. برپایه یکی از تعریفها، قایق شناوری است که قابل حمل توسط کشتی باشد.
💡 پنجه تدبیر را بشکن که چون برگشت نقش موج دریا بند بازوی شناور میشود
💡 عشق بحری ست کز آلودگی کام درو چون پر و بال بط اندام شناور خشک است