رگۀ خویش امیز

فرهنگستان زبان و ادب

رگۀ خویش آمیز
{inbred line} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] رگه ای که از تلاقی افراد خویشاوند حاصل شود

جمله سازی با رگۀ خویش امیز

💡 به گفته کتزیاس (۴۴۱–۳۹۲ق. م) نینوس پادشاه آشور تپوریان را مطیع خویش کرد.

💡 ز حیرت در دهانش ماند انگشت چو مستی کو ز مستی خویش را کُشت

💡 تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس کز اشتیاق جمالت چه اشک می‌ریزند

💡 هر آن کاو به هر کار بیند ز پیش پشیمان نگردد ز کردار خویش

💡 زان سعادت که بود لازم ویرانه فقر خویش را جغد برابر بهما می گیرد