فرهنگستان زبان و ادب
{breakdown impedance, layer impedance} [مهندسی برق] رهبندی نشانک کوچک یک نیمه هادی در ناحیۀ شکست در برابر جریان یک سوی تعریف شده
{breakdown impedance, layer impedance} [مهندسی برق] رهبندی نشانک کوچک یک نیمه هادی در ناحیۀ شکست در برابر جریان یک سوی تعریف شده
رهبندی نشانککوچک یک نیمههادی در ناحیۀ شکست در برابر جریان یکسوی تعریفشده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمانها همه پاک بر هم شکست سوی نیزه بردند چون باد دست
💡 جهانی سرخوش آگاهیست ازگردش حالم شکست رن من چون خند مینا صدا دارد
💡 معیارهای شکست تجربی (Phenomenological failure criteria)
💡 نیست دل را چو شکست انجمن عافیتی صدف گوهر ما سینهٔ صد چاک خود است
💡 ز می که مونس جان بود بر شکست دلم که در عروق ز اندیشه دم بمیسوزد