رفعبن خاتم

لغت نامه دهخدا

رفعبن خاتم. [ رَ ع ِ ن ِ ت َ ] ( اِخ ) رفعبن خاتم بن قیصربن مهلب، حاکم جرجان، از قبل منصور دوانیقی بود. رجوع به حبیب السیر چ سنگی تهران ج 1 ص 342 شود.

جمله سازی با رفعبن خاتم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاتم اقبال در دست سلیمانِ دل است از پریشان خاطری من ز اهرمن می‌جویمش

💡 نبود عجب از فرش کنی عرش برین را باشد به سر انگشت تو چون گردش خاتم

💡 8- در ميان انبيا، سلسله مراتب است و خاتم النبيّين اشرف آنهاست، زيرا همه ى انبيا بايد مؤ من به او و حامى او باشند. (لتؤ مننّ به و لتنصرنّه )

💡 ور پدر کوه عظیم است پسر گوهر اوست خاتم از کوه نگیرند ز گوهر گیرند

💡 چون خاتم کارت را بر دست اجل دادند نه تاج به تارک نه، نه دست به خاتم زن