ربیعبن سلیمان

لغت نامه دهخدا

ربیعبن سلیمان. [ رَ ع ِ ن ِ س ُ ل َ ] ( اِخ ) از اصحاب امام شافعی است. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). ابن عبدالجباربن کامل مرادی مصری، مکنی به ابومحمد. دوست امام شافعی و راوی کتابهای وی بشمار می رفت. ربیع مؤذن و ساده لوح بود. در سال 174هَ. ق. در مصر بدنیا آمد و بسال 270 هَ. ق. در همانجا درگذشت. ( از اعلام زرکلی ). رجوع به فهرست ابن ندیم و نامه دانشوران ج 6 ص 68 و تاریخ گزیده چ لندن ص 798 و حلل السندسیه ج 2 ص 144 و عقدالفرید ج 4 ص 13 شود.
ربیعبن سلیمان. [ رَ ع ِ ن ِ س ُ ل َ ] ( اِخ ) یا ربیعبن سلیمان جیزی، مکنی به ابومحمد. از اصحاب امام شافعی بود. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). در حبیب السیر آمده است: کنیتش ابومحمد از موالی مردم ازد معدود است... ابن خلکان در شرح احوال وی گوید: صاحب الشافعی لکنه قلیل الروایة عنه و انما روی عن عبداﷲبن عبدالحکم کثیراً و کان ثقة و روی عنه ابوداود نسایی. سپس از قول ابن خلکان از وی داستانی نقل کرده و سپس از قول قصاعی بنقل از کتاب خطط گوید: وی در ذیحجه 256 هَ. ق. در جیزه وفات یافت و در آنجا او را به خاک سپردند، جیزی منسوب است به جیزه و آن قصبه ای است مقابل مصر، نیل مابین مصر و آن فاصله است و اهرام که از عجایب بناهای روی زمین است در غرب جیز واقع شده است و از اعمال آن شمرده میشود. ( از نامه دانشوران ج 6 ص 68 ).

فرهنگ فارسی

یا ربیع بن سلیمان جیزی مکنی به ابو محمد و از اصحاب امام شافعی بود.

جمله سازی با ربیعبن سلیمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دیده دیو و پری دید ز ما سروری هدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش

💡 سرمایه تشویش بود ملک سلیمان وحدت ز پریخانه اندیشه طلب کن

💡 دلی که کاهل گردد نداش می‌آید که زنده است سلیمان عشق کار کنید

💡 در دل مور ز تنگی به حقارت منگر که نهانخانه اقبال سلیمان آنجاست

💡 زوصل لعل تو گر مدعی سلیمان شد ولی نه خوی سلیمان در اهرمن باشد

💡 به تیمار یعقوب و دیدار یوسف به تقوی یحیی و ملک سلیمان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران