رام رنگی

لغت نامه دهخدا

رام رنگی. [ م ِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صاحب آنندراج آرد: نورالدین جهانگیر پادشاه بن اکبر پادشاه، شراب را باین نام می خواند و بیت ذیل را نقل کند:
نه ایم منکر صهبا ولیک میگویم
که رام رنگی ما نشئه دگر دارد.طالب آملی ( ازآنندراج ).و سپس گوید: صهبا شراب انگور، در این صورت رام رنگی غیر شراب مذکور خواهد بود.

فرهنگ فارسی

صاحب آنندراج آرد: نور الدین جهانگیر پادشاه بن اکبر پادشاه شراب را باین نام می خواند.

جمله سازی با رام رنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میان ما و جانان آشنایی نیست بی نسبت به هر رنگی که آن گل می‌شود من خار می‌گردم

💡 گر دو رنگی نکند در چمن دهر سلیم باغبان آب به شاخ گل رعنا ندهد

💡 ۱۳۸۸ دانشورز، ویژه‌نامهٔ کتابخانه و موزهٔ وزیری یزد، به کوشش: حسین مسرّت، (تیر ۱۳۸۸)، ۳۰ ص، مصوّر، رنگی.

💡 استفاده از علائم رنگی ساده در مسیرهای گذر رایج است. این علائم رنگی میزان سختی مسیر را نشان می‌دهند.

💡 تا ازگلت جز ایثار رنگی دگر نخندد سرتا قدم چو خورشید دست‌کرم برون آ

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز