لغت نامه دهخدا
( ذوخمسة الوان ) ذوخمسة الوان. [ خ َ س َ ةََ اَ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ذوثلاث الوان شود.
( ذوخمسة الوان ) ذوخمسة الوان. [ خ َ س َ ةََ اَ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ذوثلاث الوان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه دارد نعمت الوان فراوان خوان عشق می خورد هر کس جگر بی گفتگو مهمان اوست
💡 آنچه از دست من آمد ز اشک سرخ و روی زرد پیش او هر لحظه نعمتهای الوان میکشم
💡 ز فکر نعمت الوان به خون نمی غلطم به سینه داغی ازین لاله زار نیست مرا
💡 نعمت الوان ثمر غمهای گوناگون دهد خون دل خور درتلاش نعمت الوان مباش
💡 چو من بر خوان غم داند کسی کز سیر چشمان شد که خون دل ز نعمتهای الوان لذتی دارد
💡 آن عهد نیست آنکه ز الوان گل چمن گفتی که کارگاه حریر ملونست