فرهنگستان زبان و ادب
{paleoseismicity} [ژئوفیزیک] مطالعۀ زمان و وقوع و بزرگی و فراوانی زمین لرزه های پیش ازتاریخ
{paleoseismicity} [ژئوفیزیک] مطالعۀ زمان و وقوع و بزرگی و فراوانی زمین لرزه های پیش ازتاریخ
💡 میان شیشه و سنگ است خصمی دیرین دل مرا و ترا چون توان به هم پیوست ؟
💡 کجا در غربتم یک همدم دیرین شود پیدا؟ به جز شمعم که گاهی بر سر بالین شود پیدا
💡 بر آستان تو اهلی غلام دیرین است ولی به داغ قبول تو مقبل افتادست
💡 ای عجب! با پسران نبی و آل علی آسمان کینهٔ دیرین را بگرفت از سر
💡 سلطان جوان آمد شاد و خوش و پیروز وان انده دیرین ز دل پیر و جوان رفت
💡 نیکبختی که بدو خسرو خاور گوید که منم چاکر دیرین و تو مولای منی