لغت نامه دهخدا
دیانت دار. [ ن َ ] ( نف مرکب ) دیندار. عادل وصادق و متدین و پرهیزگار و پارسا. ( ناظم الاطباء ).
دیانت دار. [ ن َ ] ( نف مرکب ) دیندار. عادل وصادق و متدین و پرهیزگار و پارسا. ( ناظم الاطباء ).
دیندار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۱۳ ادارهٔ امور دینی ترکیه موسوم به دیانت اجازه داد تا نیایش در مسجدهای ترکیه به زبان کُردی صورت بگیرد و همچنین قرآن به زبان کُردی آموزش دادهشود.
💡 بعضی از اصول دیانت بهائی که عبدالبهاء در این سخنرانیها به تشریح آنها پرداخت عبارتند از:
💡 بیتالعدل اعظم در اکتبر ۱۹۶۳ اعلان کرد که تعیین ولی امرالله غیرممکن است. با تشکیل بیتالعدل اعظم شورای بینالمللی بهائی به فعالیت خود پایان داد. از آن زمان تا حال بیتالعدل اعظم در مقام هیئت حاکمهٔ جهانی دیانت بهائی به فعالیت مشغول است.
💡 و گفت: تواضع توانگران درویشان را دیانت است و تواضع درویشان توانگران را خیانت.
💡 ملکداری با دیانت باید و فرهنگ و هوش مست و غافل کی تواند؟ عاقل و هشیار باش