دور اندیشیدن

لغت نامه دهخدا

دور اندیشیدن. [ اَ شی دَ ] ( مص مرکب ) اندیشه آینده دور را کردن. تدبیر آینده نمودن. دوراندیشی. مآل اندیشی. تعمق؛ دوراندیشیدن در کار و دور اندیشیدن در سخن. امعان؛ دور اندیشیدن در کار. ( منتهی الارب ). رجوع به دوراندیش و دوراندیشه و دوراندیشی شود.

فرهنگ فارسی

اندیشه آیند. دور را کردن.

جمله سازی با دور اندیشیدن

💡 کلمه دین در اوستا به صورت دئنا آمده‌است و برگرفته از واژهٔ دا به معنای اندیشیدن و شناختن می‌باشد. ضمناً واژهٔ دهی نیز در سانسکریت از همین ماده‌است.

💡 هر یک از روش‌های اندیشیدن را می‌توان روش‌های دانست که به کمک آنها، بخشی از فرایند حل مسئله، با موفقیت طی می‌شود.

💡 پرهیز به معنی نخوردن برخی خوراکی‌ها، از جمله گوشت، لبنیات، تخم مرغ و وقف خود به ریاضت، استغفار و توبه است. همچنین روزهای اندیشیدن، خودآزمایی، پشیمانی است. روزه‌ها را می‌توان به گونه زیر بخش کرد:(روزه‌های یک روزه، روزه نخستگان، روزه یک هفته‌ای و روزه ناواگاتیک و روزه بزرگ)