لغت نامه دهخدا
دغا خوردن. [ دَ خوَرْ /خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فریب خوردن:
تا کی دغا خورم ز تو ای بی وفا برو
بگذاشتم به مدعیان مدعا برو.ظهوری ( از آنندراج ).
دغا خوردن. [ دَ خوَرْ /خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فریب خوردن:
تا کی دغا خورم ز تو ای بی وفا برو
بگذاشتم به مدعیان مدعا برو.ظهوری ( از آنندراج ).
فریب خوردن.
💡 در يك كيلو گوشت خوك ممكن است 400 ميليون نوزاد كرم تريشين باشد و شايد همين امورسبب شد كه چند سال قبل در قسمتى از كشور روسيه خوردن گوشت خوك ممنوع اعلام شد.
💡 عاقبت قبر آنها را رسوا ساخت و چهره هاى ناز پرورده جولانگاه كرمهاى زمين شد. مدتىطولانى از دنيا خوردند و آشاميدند اما از آن همه خوردن، خود خوراك حشرات زمين شدند.
💡 از مدارا غوطه در موج حلاوت خوردن است چرب و نرمیها زبان پسته گیرد در شکر
💡 در اين آيه خداى متعال مبالغه بسيار در نهى نموده و غيبت و بدگوئى پشت سر مؤ منان راتشبيه به خوردن گوشت ميته مسلمان نموده است بلكه امام صادق عليه السلام فرمود:
💡 چنانكه در شاءن نزول خوانديم در آغاز اسلام آميزش با همسران در شب و روز ماه رمضانمطلقا ممنوع بود، و همچنين خوردن و آشاميدن پس از خواب