لغت نامه دهخدا
دزدزدگی. [ دُ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت دزدزده. و رجوع به دزدزده شود.
دزدزدگی. [ دُ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت دزدزده. و رجوع به دزدزده شود.
حالت دزد زده
💡 تراکئیدها دارای دیوارههای انتهایی سوراخدار هستند که مقاومت بسیاری در جریان آب ایجاد میکنند، اما ممکن است این مزیت را داشته باشند که آمبولیهای هوای ناشی از کاویتاسیون یا یخ زدگی را جدا میکنند.
💡 بدلیل بهمن خیز بودن ویخ زدگی و وجود دیواره 200 متری در زیر مسیر تابستانه در زمستان باید از مسیر تنگه بیولوژی کوه پراو را صعود نمود.
💡 نقطه انجماد یک حلال زمانی کاهش مییابد که ترکیب دیگری به آن اضافه شود، به این معنی که یک محلول نقطه انجماد کمتری نسبت به یک حلال خالص دارد. این پدیده در کاربردهای فنی برای جلوگیری از یخ زدگی استفاده میشود، به عنوان مثال با افزودن نمک یا اتیلن گلیکول به آب.
💡 در اثر از هم پاشیدگی خانواده ای که غرب زدگی را اشتباه فهمیده و وارد یک زندگی تجملی شده روایت میشود.
💡 دیگر مهارتهایی که متخصصان طب اورژانس در طول دوره تحصیل خود کسب میکنند و معمولاً مختص این رشته تخصصی هستند عبارتند از: درمان بیماران دچار آسیبهای چندگانه (مثل شکستگی استخوانها، آسیب اعضاء داخلی بدن و شوک)، درمان بیماریهای محیطی (همچون گرما زدگی، سوختگی، برق گرفتگی و…)، برخورد با مسمومیتها، اداره بیمار نیازمند احیا قلبی ریوی، درمان قربانیان حوادث هسته ای، میکروبی و شیمیایی و…