درویش سیرت

لغت نامه دهخدا

درویش سیرت. [ دَرْ رَ ] ( ص مرکب )آنکه بر سیرت درویشی باشد. که راه و روش درویشان دارد: مقربان درگاه حق سبحانه و تعالی توانگرانند درویش سیرت و درویشانند توانگرهمت. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

آنکه بر سیرت درویشی باشد که راه و روش درویشان دارد

جمله سازی با درویش سیرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان را درافکن در عدم زیرا نشاید ای صنم تو محتشم او محتشم چیزی بده درویش را

💡 کرده ئی بر بزم درویشان گذر یک نظر کاخ سلاطین هم نگر

💡 دولت فتاد در پای، درویش ماند در دست او نیز کاش می رفت، بر باد ناگهانی

💡 قدر درویشان دین واجب شمر تا نیفتی همچو بی دین در سقر

💡 به ره خدمت درویشان پوی کحل بینش ز در ایشان جوی

💡 گفت درویشی تو جهل آمدست فقر تو گر عالمی سهل آمدست

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز