درمان گریز

فرهنگستان زبان و ادب

{hard core} [پزشکی] ویژگی بیمار یا معتادی که تمایلی به تغییر ندارد و به سختی خود را در اختیار مراکز خدمات بهداشتی قرار می دهد

جمله سازی با درمان گریز

💡 تنی را که رنجیست راحت نمایم دلی را که دردیست درمان فرستم

💡 که درمان این کار یزدان کند مگر کاین سخن بر تو آسان کند

💡 من ز درمان به جان شدم بیزار جان من درد توست می‌دانی

💡 در کفر گریزم ار تو ایمان گردی با درد بسازم ار تو درمان گردی

💡 درد او درمان مشتاقان بود هرکرا این درد، مشتاق آن بود

💡 صاحب اعظم علاء ملت و دین آنکه هست مرهم لطفش ز بهر درد دل درمان مرا