لغت نامه دهخدا
ددی گرفته. [ دَ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) به خوی ددان برآمده. همخوی ددان شده. سبعیت یافته: مسبع؛آنکه از صحبت ددان ددی گرفته باشد. ( منتهی الارب ).
ددی گرفته. [ دَ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) به خوی ددان برآمده. همخوی ددان شده. سبعیت یافته: مسبع؛آنکه از صحبت ددان ددی گرفته باشد. ( منتهی الارب ).
به خوی دادن بر آمده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن جایها که خار مغیلان گرفته بود امروز بوستان و گلستان شد و چمن
💡 رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما آیینه تیره روز ز روی سیاه ما
💡 ۱.تراوانکور همه اسیران جنگی را که در کولاچل گرفته بود برگرداند
💡 شها ببزم تو چون این قصیده بر خوانم که ملک نظم ز فیضش گرفته است نظام
💡 همچنین او همیشه نسبت به اینکه یک بیخدا در نظر گرفته شود، اعتراض داشت.