لغت نامه دهخدا
داغ باطله خوردن. [ غ ِ طِ ل َ / ل ِ خُوَر / خُر دَ ] ( مص مرکب ) از کار افتادن. از جمع بیرون شدن. ازرونق و رواج افتادن. از دائره روایی بیرون رفتن.
داغ باطله خوردن. [ غ ِ طِ ل َ / ل ِ خُوَر / خُر دَ ] ( مص مرکب ) از کار افتادن. از جمع بیرون شدن. ازرونق و رواج افتادن. از دائره روایی بیرون رفتن.
💡 در اين آيات به گوشه اى از عقائد نادرست و خرافات مشركان و صاحبان مذاهب باطله وجواب منطقى آنها اشاره شده است.
💡 جان کوناوتون درحالیکه وارد تجارت کاغذ باطله شده بود برای آلترینکهام بازی میکرد. او با آنه ازدواج کرد. کوناوتون در ۱۲ نوامبر ۲۰۲۲ در سن ۷۳ سالگی درگذشت.
💡 زین علم که رسمی است پی بحث و جدل نیز افزون ز تو چندین ورق باطله داریم
💡 ای حلقه بگوش خم زلفین تو خورشید خط تو خط باطله بر ماه کشیده است
💡 زد خط باطله بر آب بقا خضر خطش روحوَش دم دهنش بر دم عیسی میزد