لغت نامه دهخدا
خیری البر. [ ری یُل ْ ب َرر ] ( ع اِمرکب ) خزامی. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت بخط مؤلف ).
خیری البر. [ ری یُل ْ ب َرر ] ( ع اِمرکب ) خزامی. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت بخط مؤلف ).
( اسم ) استو قدوس
خزامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهدی خیری (زاده ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ - بابل) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است.
💡 خسروا تو خیر خیری دیگران خیرند و شر چون تو هرگز نافرید ایزد کریم اندر بشر
💡 یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ دانش میدهد او را که خود خواهد وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ و هر که او را دانش دادند فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً او را خیری فراوان دادند، وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ (۲۶۹) و در نیابد و پند نگیرد مگر خداوندان خرد.
💡 باد بگشاید ز روزی نرگس و نسرین نقاب ابر بزداید ز روی سوسن و خیری غبار
💡 ز ناچاری برای شخص گبری میکشم زحمت ولیکن بوی خیری هم، از آن کافر نمیبینم
💡 آنومالی خیری یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سیلوانه استان آذربایجان غربی قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.سنگ میزبان این اندیس ماسهسنگ، کنگلومرا، مارن، شیل است در این اندیس، پاراژنزهای باریت، اپیدوت، گارنت، پیروکسن، هماتیت، مگنتیت، لیمونیت، زیرکن یافت میشوند.