خون ستردن

لغت نامه دهخدا

خون ستردن. [ س ِ ت ُ دَ ] ( مص مرکب ) دور کردن خون از چیزی بوقت شستن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دور کردن خون از چیزی بوقت شستن

جمله سازی با خون ستردن

💡 راز دل ازین و آن نهفتن تا کی نقش طرب از هر سه ستردن تا کی

💡 نتوان ستردن از دل خون گشته داغ عشق ناخن عبث مزن، جگر لاله زار را

💡 ستردن هوس آید ز سینه، از دستی که بسترد زحرم لوث لات و عزّی را

💡 نگذارد آن شکرخو بر ما ز ما یکی مو چون صوفیان جان را این است سر ستردن

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز