لغت نامه دهخدا
خواهر اوگئی. [ خوا / خا هََ رِ اَ / اُو گ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواهر غیرحقیقی. خواهری که از پدر و مادر یکی نباشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خواهر اوگئی. [ خوا / خا هََ رِ اَ / اُو گ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواهر غیرحقیقی. خواهری که از پدر و مادر یکی نباشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیفتیا که سوتا را در نقش یک خواهر بزرگتر بزرگ کردهاست.
💡 خواهر بمیردت که نشد پیشمرگ تو کی سازمت علاج و کدامین غمت خورم
💡 همان خواهران را بر اسپان نشاند ز درگاه ارجاسپ لشکر براند
💡 بگو به خواهر زارت تو را چه بود گنه که بیگنه شدهای دستگیر هر روبه
💡 آزاده دواچی بسیج خواهران را از عوامل تأثیرگذار بر شعر زنان در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران می داند:
💡 تا نبینم که شود که بسته به زنجیر جفا به اسیری به سوی شام رود خواهر من