فرهنگستان زبان و ادب
{surface dyslexia} [زبان شناسی] گونه ای خوانش پریشی که در آن فرد توانایی بیان ناواژه ها (nonwords ) را دارد، اما قادر به ادای واژه ها نیست
{surface dyslexia} [زبان شناسی] گونه ای خوانش پریشی که در آن فرد توانایی بیان ناواژه ها (nonwords ) را دارد، اما قادر به ادای واژه ها نیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ننه قباد مخوان کیقباد خوانش از آنک قباد چاوش روز سلام او زیبد.»
💡 بر سر خوانش صد کاسه گدایی بخورد تا یکی لقمه توانگر ز میان بستاند
💡 گشت چونیبخش اندر لامکان گرد خوانش جمله چونها چون سگان
💡 گل صبا را گفت این فرمان تراست نزد خود خوانش اگر شه ار گداست
💡 هر بینوا که یافت ز خوانش نواله یی از آن نواله فیض بصد بینوا رسید
💡 وی همچنین مرز بین شعر و شعار را در این کتاب مشخص میکند و در این باره میگوید : شعر زمانی که پیامی آشکار داشته باشد و هرکسی در اولین خوانش شعر به پیام آن برسد آن متن از شعر خارج شده و به شعار تبدیل شده است.