لغت نامه دهخدا
خواجه حصاری. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ح َ / ح ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش رزن شهرستان همدان. هوای آن سرد و آب آن از قنات، محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
خواجه حصاری. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ح َ / ح ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش رزن شهرستان همدان. هوای آن سرد و آب آن از قنات، محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دهی است از بخش رزن شهرستان همدان هوای آن سرد و آب آن از قنات محصول آن غلات و لبنیات.
💡 از کیای خواجه با اُباتالضیم همترازو و همقدم گشتی
💡 بآبروی چنین خواجه یی توسل کن مگررهایی ازآتش سقر یابی
💡 غلام خواجه ای گشتم که او را به غیر از جور و کین آئین نباشد
💡 من تو را خواجه یی از خود دانم تو مرا بنده یی از خود دانی
💡 هر آن کز تو ای خواجه دور اوفتاد براو کارگر گشت تیغ محن
💡 نفس خود را کش جهانی را زنده کن خواجه را کشتست او را بنده کن