لغت نامه دهخدا
خشکبارفروشی کردن. [ خ ُ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فروختن خشکبار. فروش خشکبار کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خشکبارفروشی کردن. [ خ ُ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فروختن خشکبار. فروش خشکبار کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس که از کرده پشیمان شدهام در هر کار نتوان گفت کزین بعد چهها خواهم کرد
💡 چندان خمار درد محبت نداشتم بوی گلی که زخم مرا مشکسود کرد
💡 صبح تا آگاه شد از رسم این ماتمسرا خندهٔ شادی همان وقف گریبان کرد و رفت
💡 به تیغ ظلم کردی سینه ام چاک همی بینم تو را زین ظلم بی باک
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است میتوان به پاک و هوشیار اشاره کرد.
💡 از شهرهای مهم سرزمین شام میتوان به دمشق، انطاکیه، حلب اشاره کرد.