لغت نامه دهخدا
خسرو ارزمقان.[ خ ُ رَ / رُو اَ زَ ] ( اِخ ) نام مردی از مردم جوخان که قریه ای است به نهروان بوده و او مبدع طریقتی است شبیه به مانویه و خرمیه. ( از فهرست ابن الندیم ).
خسرو ارزمقان.[ خ ُ رَ / رُو اَ زَ ] ( اِخ ) نام مردی از مردم جوخان که قریه ای است به نهروان بوده و او مبدع طریقتی است شبیه به مانویه و خرمیه. ( از فهرست ابن الندیم ).
نام مردی از مردم جوخان که قریه ایست به نهروان بوده و او مبدع طریقتی است شبیه بمانویه و خرمیه.
💡 با وجود انجام کاوشهای باستانشناختی تاکنون تنها حدود ۴۰ درصد از بنای تاریخی عمارت خسرو از زیر خاک بیرون آمدهاست.
💡 زنجیری فیلمی به کارگردانی و نویسندگی خسرو یحیایی محصول سال ۱۳۵۲ است.
💡 حق ندهد خسروی عبث به هر تات و ترک که بهر یک میش خویش گله سپارد به گرگ
💡 دو چشم خسرو ازین پس خیال آن خط سبز کزین دو آینه نتوان زدود زنگ ترا
💡 فتحی که شاه کرد و نبردی که شاه جست از خسروان که جست وز شاهان کدام کرد!
💡 در دربار شاهان ساسانی، دفترهای رسمی وقایع وجود داشت و آگاثیاس، تاریخنگار بیزانسی سده ششم میلادی (معاصر خسرو انوشیروان)، به واسطه دوستیاش با فردی به نام سرگیوس، از آنها بهرهمند گشتهاست.