خار نشستن

لغت نامه دهخدا

خار نشستن. [ ن ِ ش َ / ش ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مرادف خارخلیدن. رجوع به خار نشاندن شود:
این خار غم که در دل بلبل نشسته است
از خون گل خمار خود اول شکسته است.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مرادف خار خلیدن

جمله سازی با خار نشستن

💡 فرمود: يك ساعت در محضر علماء نشستن - كه انسان را به مبداء و معاد آشنا سازند - ازهزار سال عبادت نزد خداوند محبوب تر خواهد بود.

💡 دلم ازسینه خواهد جست بیرون محتشم تا کی بود تاب نشستن در دل آتش سپندی را

💡 به خاک آستانت جبههٔ ما دارد آن نسبت که ندهد رخصت آنجا نشستن نقش دربان را

💡 به‌طور کلی برای پیشگیری از کمردرد و درمان آن، اصلاح رفتار حرکتی پیشنهاد می‌شود که به‌طور مثال در اصلاح نشستن بر روی صندلی استفاده از ساپورترهای استاندارد می‌تواند نقش بسزایی ایفا کند.

💡 ابوالدردا می گوید که زندگانی برای سه چیز دوست دارم و بس: سجود به شبهای دراز و تشنگی به روزهای دراز و نشستن با قومی که سخن ایشان همه گزیده و حمکت بود.

💡 در جان نشستن کار او توبه شکستن کار او از حیله بسیار او این ذره‌ها لرزان دلان

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز