لغت نامه دهخدا
( حصن الباکة ) حصن الباکة. [ ح ِ نُل ْ ک َ ] ( اِخ ) حصنی به اسپانیا. ( حلل سندسیه ج 1 ص 185 ).
( حصن الباکة ) حصن الباکة. [ ح ِ نُل ْ ک َ ] ( اِخ ) حصنی به اسپانیا. ( حلل سندسیه ج 1 ص 185 ).
حصنی باسپانیا
💡 کرمت سد سدید است باحداث فتور حرمت حصن حصین است ز آسیب فتن
💡 خاکساری جوشن شمشیر آفت می شود کوتهی دیوار را حصن سلامت می شود
💡 آمدن فهم نشان تیر آفت بودن است گر بدانی رفتهای در حصن محکم رفتهای
💡 شورش نشاند و سور بنا کرد و برکشید حصنی که بد بروج فلک را درو مدار
💡 همان گه نگون شد سوار از فراز درِ بسته حصن شد زود باز
💡 حصن فغفور ترک خرگاهیست حصن تو دعوت سحرگاهیست