حرف گنده زدن
مترادفها
لاف زدن، بلوف زدن، ادعا کردن
متضادها
راستگویی، تواضع، فروتنی
لغت نامه دهخدا
حرف گنده زدن. [ ح َ ف ِ گ ُ دَ / دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سخن بزرگتر از دهان زدن. بر زبان راندن سخنی که شخصیت گوینده را بزرگتر از واقع نشان دهد، برای خودنمائی.
فرهنگ فارسی
سخن بزرگتر از دهن زدن
جمله سازی با حرف گنده زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردکی زشتروی و گندهبغل پای تا سر همه دروغ و دغل
💡 گنده و، مردار و، کرم افتاده و، خاک سیاه! دانی ای نازک بدن، آخر چها باید شدن؟!
💡 شیشه خرد بود و آبی زرد گندهتر زانکه از قضیب برند
💡 یکی گوید که با این ریش گنده چسان بیرون روم از خانه بنده
💡 مباد خاطر مداحت از مدیح تو خرد که گنده پیر جهان قدر او نمی داند
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به دروغگوی چاق گنده اشاره کرد.