حرف جزم

لغت نامه دهخدا

حرف جزم. [ ح َ ف ِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به حروف جازمه شود.

جمله سازی با حرف جزم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 2. آيا من به نظريات ديگران خيلى زياد توجه نكرده و خود را بند حرف هاى آنان نساختهام ؟

💡 حرف (باء) در جمله (بنعمت الله ) باء سببيت است، و ذكر نعمت ازقبيل مقدمه چينى براى آخر آيه است، و در آن اشاره است به وجوب شكر خداى تعالى، دربرابر نعمتش، براى اينكه شكر منعم واجب است.

💡 وقتی اسم به حرف «‌ه» ختم شود، برای جمع‌بستن از پسوند گو استفاده می‌شود:

💡 ز بس به حرف من انگشت آن نگار نهاد به دست او شده رنگین چو لاله زار انگشت

💡 مرا نظاره رخسار او مهر خموشی شد چه حرف است این که از آیینه طوطی خوش سخن گردد؟

💡 تا پسته‌ات را دیده‌ام حرف کسی نشنیده‌ام یعنی سراسر بسته شد گوش سخن بشنیدنم

کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز