لغت نامه دهخدا
حجر اخاطیس. [ ح َ ج َ رِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یشب أبیض. ( بحر الجواهر چاپی ). و در برخی نسخه های خطی: احاطیس، الشب الابیض با حاء مهمله و شب بدون یاء آمده است. و در حرف یاءگوید: یشب حجر یتخذ منه خاتم... و ینفع المعده...
حجر اخاطیس. [ ح َ ج َ رِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یشب أبیض. ( بحر الجواهر چاپی ). و در برخی نسخه های خطی: احاطیس، الشب الابیض با حاء مهمله و شب بدون یاء آمده است. و در حرف یاءگوید: یشب حجر یتخذ منه خاتم... و ینفع المعده...
یشب ابیض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حجر از تابعين كبار و سران زهاد و از ابدال ياران على عليه السلام و معروف به حجرالخير است.
💡 زیر تخت تو و زیر حجر اندر همه سال ملک و دین را دو قباله است به فیروزی و فر
💡 ویرا گفتند: قاضی با توجه بدان که دویست دینار را تباه کرده ای، به سبب سفاهت حکم به حجر تو خواهد داد.
💡 ابن حجر عسقلانى در كتاب تقريب التهذيب بيشتر اينان را كه ياد كرديم از جملهفقيهان دانسته است.
💡 بر دست توگاه ظفر چون گوهر از نصرت حجر در کام خصم خیره سر، چون حنظل از محنت عسل
💡 نز حجر گوهر رخشان به در آرید شما چون پسندید که گوهر به حجر باز دهید