لغت نامه دهخدا
جوز منیق. [ ج َ / جُو زِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قسمی شیرینی که از گردو درست کنند چون جوزینه. ( ذیل اقرب الموارد ). رجوع به جوزنیق شود.
جوز منیق. [ ج َ / جُو زِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قسمی شیرینی که از گردو درست کنند چون جوزینه. ( ذیل اقرب الموارد ). رجوع به جوزنیق شود.
قسمی شیرینی که از گردو درست کنند چون جوزینه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدمی، در جمله، تا از نفس پُر باشد، چو جوز هر زمانی آید از وی دیو را بوی پنیر
💡 دمی این جوز زرین ستاره برین گنبد نشد سیر از نظاره