فرهنگستان زبان و ادب
{abominable crime} [حقوق] اصطلاح معمول در گزارش های کهن تر حقوقی برای اشاره به جرم لواط و وطی بهائم
{abominable crime} [حقوق] اصطلاح معمول در گزارش های کهن تر حقوقی برای اشاره به جرم لواط و وطی بهائم
اصطلاح معمول در گزارشهای کهنتر حقوقی برای اشاره به جرم لواط و وطی بهائم.
💡 افغان گرفته از سر ازین شیوه شنیع فریاد برکشیده ازین جرم و ماجرا
💡 در مورد اخلاق پارتی آمدهاست که اگر کسی مرتکب عمل شنیعی بر ضدِ طبیعت میشد، بایستی خودکشی کند، و در این باب پارتیها به اندازهای سخت بودند که هیچ استثنایی را روا نمیداشتند.
💡 «من پلیدی شنیع را بر تو خواهم ریخت، تو را پست خواهم کرد و نمایشی از تو خواهم ساخت.»[الف]
💡 اگر تا به حال همه اقدامات دولت اسلامی به اندازه کافی شنیع نبود حالا این اقدام و پتانسیلی که این گروه برای انجام کارهای مشابه دارد توجه آمریکا را به سرعت به سوی تهدید دولت اسلامی جلب خواهد کرد.
💡 ۶۵. بنده را که به گناهی شنیع از نظر براند، حقّ خدمت قدیمش به یکبار فراموش نکند.
💡 همی شنیع تر آید ز باد هیبت او دوار دشمن او از دوار آتش و آب