جبهۀ ساحلی

مترادف‌ها

ساحل، خط ساحلی، کرانه

فرهنگستان زبان و ادب

{coastal front} [علوم جَوّ] منطقۀ جبهه ای میان مقیاس کم عمق، نوعاً کمتر از یک کیلومتر، همراه با تغییر آشکار راستای چرخندی باد و تباین شدید گرما

جمله سازی با جبهۀ ساحلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تلاش موج در گوهر شدن امید آن دارد که‌ گرد ساحلی زین بحر بی‌پایان شود پیدا

💡 ساحلی نیست به از شستن دست از جانش آن که سیلاب ز پی دارد و دریا درپیش

💡 ۱۹۴۸: فلسطین. گارد ساحلی برای حفاظت از کنسولگری آمریکا به بیت‌المقدس اعزام شد.

💡 کوه خورموج با ارتفاع ۲۲۶۰ متر بزرگ‌ترین قله استان بوشهر در این شهرستان واقع شده‌است. کوه مند نیز در نوار ساحلی آن قرار دارد. رودخانه مند و بخشی از گنبد نمکی جاشک در شهرستان دشتی قرار دارد.

💡 بر گرانان مشکل است از بحر بیرون آمدن ورنه خس از هر کف بی مغز دارد ساحلی

💡 آیین نام و ننگ را بگذار و در ده جام را کاین بحر بی انجام را پیدا نیامد ساحلی

💡 گردشگران برای سپری کردن تعطیلات تابستانی خود، همیشه به دنبال پیدا کردن بهترین اقامتگاه‌ها در طول جبهۀ ساحلی و در نزدیکی آب‌های شفاف دریا هستند.

💡 ساخت‌وسازهای بی‌رویه در جبهۀ ساحلی باعث شده است که اکوسیستم محیط زیست منطقه آسیب ببیند و زیستگاه بسیاری از موجودات دریایی به شدت تخریب شود.

💡 تماشای غروب خورشید در امتداد جبهۀ ساحلی، تجربه‌ای بسیار رمانتیک و آرامش‌بخش برای زوج‌هایی است که به دنبال آرامش در دل طبیعت هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران