جانت قبطه

لغت نامه دهخدا

جانت قبطه. [ ؟ ق َ ؟ ] ( معرب، اِ ) گیاهی است. مؤلف دزی گوید: در لاتین سانتوم کاپیتا و بفرانسه شاردُن رولان یا سان تِت و از دسته سطراطیقوس می باشد و بعربی جانت قبطه شده است. ( از دزی ج 1 ص 168 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ماش دارو

جمله سازی با جانت قبطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگو فرشته مرگ كه بر شما گماشته اند جانتان را مى گيرد، سپس به سوىپروردگارتان بازگشت خواهيد كرد (11).

💡 (به جانت سوگند كه هر كس را خواب بود بيدار نمودى، و به گوش هر كس كهگوشى شنوا داشت رسانيدى ).(67)

💡 به خشمم گفته ای کاندر دل و جانت زنم آتش زهی دولت، اگر خاشاک من آید به کار تو

💡 عظمت خداوند در دل و جانت بايد بزرگ باشد و او را به عظمت ياد كنى...

💡 لعل تو جان و من هم دارم رمیده جانی بنشین دمی که بادا جانم فدای جانت

💡 بنوش جام شرابی که نوش جانت باد که لطف ساقی ما رند را به آن بخشد