جامی مصری
لغت نامه دهخدا
جامی مصری. [ ی ِ م ِ ] ( اِخ ) او راست: ترجمه روضةالشهداء موسوم به سعادت نامه و اصل کتاب به فارسی است. مترجم در ترجمه خود از اصل کتاب پیروی کرده و در ضمن حکایات آیات و احادیث و عبارات را بسجع آورده وآنرا در ده باب ترتیب داده است. ( کشف الظنون چ استانبول ج 1 ص 926 ).
فرهنگ فارسی
وی مترجم است
جمله سازی با جامی مصری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جز ناله مکن کار دگر جامی ازین پس باشد که ز صد ناله یکی کارگر آید
💡 خیرمحمد جامی زهی بازار، روستایی در دهستان پیرسهراب بخش پیرسهراب شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 گفتهشده که جامی به خواهرزادهٔ چامهسرایش هاتفی سپرد که این مضمون را جامهای دیگر بپوشاند و او چنین سرود:
💡 از شکاف سینه جامی می کشد هر لحظه آه آتشی دارد که دود از روزن او خاسته ست
💡 کم شود ای مفتی به فتوی مانع جامی ز عشق نیست بر دیوانگان حکم یجوز و لایجوز
💡 (لوره) پیش مردم کوخرد معروف بود، و بعد از اینک این قبرها از بین میبرند ساختمان مدرسه جامی در آن
💡 باستانشناسان در جریان حفاریهای اخیر در منطقه نیل، موفق به کشف یک جامی مصری بسیار قدیمی و بسیار باارزش از دوران سلسلههای باستان شدند.
💡 این جامی مصری که با نقوش ظریف و رنگهای خیرهکننده تزئین شده بود، اکنون در یکی از مهمترین موزههای بزرگ جهان نگهداری میشود.
💡 در نمایشگاه آثار باستانی، بازدیدکنندگان با شگفتی به تماشای جامی مصری نشستند که نشاندهنده هنر بینظیر و مهارت بالای صنعتگران آن دوران بود.