تلطف کردن

لغت نامه دهخدا

تلطف کردن.[ ت َ ل َطْ طُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نرمی کردن. مهربانی کردن. نوازش و دلنوازی کردن. لطف کردن:
چون روی من ببینی با من کنی تلطف
مهمان بری به خانه نقل و نبید آری.منوچهری.چون کرد ز روی مهربانی
با او ز تلطف آنچه دانی.نظامی.دوان آمد و تلطف کرد. ( گلستان ).

جمله سازی با تلطف کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين آيه امر به تلطف را تعليل نموده و مصلحتش را بيان مى كند.

💡 ۱)خالی بودن معده تا تلطف زیاد شود: ای مرد سماع معده را خالی دار/ زیرا چو تهیست نی، کند ناله زار

💡 چون روی من ببینی، با من کنی تلطف مهمان بری به خانه، نقل و رحیقم آری

💡 بتا تا چند کید و کین، تلطف کن دمی بنشین بفرما زان لب شیرین که دشنام آرزو دارم

💡 زلفش به تلطف آب عطاران برد چشمش به کرشمه خون میخواران ریخت

💡 دمی غافل نگردد یادش از یادم، چه بودی گر زیاد خود گرفتی یاد آیین تلطف را!