لغت نامه دهخدا
تفشه زدن. [ ت َ ش َ / ش ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طعنه زدن. سرزنش کردن. رجوع به ماده بعد شود.
تفشه زدن. [ ت َ ش َ / ش ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طعنه زدن. سرزنش کردن. رجوع به ماده بعد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا چو مردان گام می باید زدن در راه عشق یا ز پای رهنوردان خار می باید کشید
💡 لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار این نفس را از سر صدق و صفا باید زدن
💡 به زنجیر سر زلف تو دل را زدن لاف جنون از عاقلی نیست