ترجمان کشیدن

لغت نامه دهخدا

ترجمان کشیدن. [ ت َ ج ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تاوان کشیدن:
عشقم دلیر ساخته در شکوه اینچنین
لطف تو هم مگر بکشد ترجمان من.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تاوان کشیدن.

جمله سازی با ترجمان کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عجيب است كه فرضيه نشو و ارتقا، ترجمان و سرگذشت اين كاينات بى شمار باشد واين همه مظاهر قدرت و شعور را اين چهار ناموس، بدون اراده و شعور پديد آورده باشند.

💡 اخلاق بدون زیست‌شناسی، تامس نیگل، احسان یزدانی (مترجم)، ترجمان، ۱۳۹۴

💡 اگر چه خط به لبش راه گفتگو بسته است هنوز بر سر حرف است ترجمان نگاه

💡 پیک عاشق سوی معشوقان نگاهی بیش نیست ترجمان بی‌زبان عشق آهی بیش نیست

💡 گه زبان را نایب است و گاه خاطر را وکیل گاه دل را ترجمان است و خرد را راز دار

💡 و خيرة الله و مستودع علم الله و علم الانبياء و ركن الايمان و ترجمان القرآن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران