تازه اباد سردالا

لغت نامه دهخدا

( تازه آباد سردالا••• ) تازه آباد سردالان. [ زَ دِ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قراتوره بخش دیواندره شهرستان سنندج است که در 17هزارگزی خاور دیواندره و 4هزارگزی شمال رودخانه قزل اوزن واقع است. کوهستانی و سردسیر است و 230 تن سکنه دارد، سنی، کردی. آب آن از رودخانه و چشمه. محصول آن غلات و حبوبات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

جمله سازی با تازه اباد سردالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می دهد عشق به شمشیر صلا بسم الله تازه کن جانی ازین آب بقا بسم الله

💡 می زند نقش فریب تازه دیگر بر آب گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست

💡 مکن آن عشق، ز سر تازه بپای مبر آن عهد به پایان و برو

💡 صنمی باز نخی تازه تر از برگ سمن صنمی بادهنی تنگ تر از چشمه میم

💡 ایا تازه گل برگ خوش بوی من شدی شادنا بوده از روی من

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز