فرهنگستان زبان و ادب
{radiation curing} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] ایجاد اتصال عرضی و پخت بسپاری به کمک تابش فرابنفش یا ریزموج یا باریکه های الکترونی
{radiation curing} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] ایجاد اتصال عرضی و پخت بسپاری به کمک تابش فرابنفش یا ریزموج یا باریکه های الکترونی
💡 چون جِرم ماه که روشن شود ز تابش مهر ز عکس رویش رومی شد آن سیاه غلام
💡 خورشید را نبود به تابندگی همال درکوی تو ز تابش رویت همال یافت
💡 تن من ز تابش عشق تو سوخت پای تا سر تو چه آتشی که ما را همه سوز و ساز کردی
💡 تابش ماه اهست کز آن روشنی یابد زمین کامران شاهست کز آن کام جان گردد روا
💡 به تحریر سواد نسخه آشفته زلفش ز موج می رقم باید شکست پیچ و تابش را!
💡 از تابش رخت چو اسیری شود فنا وه وه ببزم وصل تو آن دم چه لایق است