فرهنگستان زبان و ادب
{over spray, drift} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] آن مقدار از بخش جامد مادۀ پوششی افشانده شده ای که به جای سطح مورد نظر به سطوح مجاور چسبیده باشد
{over spray, drift} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] آن مقدار از بخش جامد مادۀ پوششی افشانده شده ای که به جای سطح مورد نظر به سطوح مجاور چسبیده باشد
💡 چو برگ غنچه ز خوناب دل کند رنگین به کام هر که به جز مدح او زبان افشاند
💡 پس مردم دويدند بسوى قبر پسر پادشاه ديدند كه از قبر بيرون آمده است و خاك از سرخود مى افشاند، چون او را به نزد پادشاه آوردند او را شناخت پرسيد كه: چهحال دارى اى فرزند؟
💡 واداشت سگ کوی تو زین حد نشناسی در پای تو می خواستم افشاند روان را
💡 آرى ! استاد كشاورز روحانى است كه بذرهاى معارف را در مزرعه قلوبقابل و لايق مى افشاند.
💡 علاوه، ((شورا)) مردم را نسبت به خود عثمان جسور كرد و بذرهايى افشاند كه بعد ازقتل او حاصل داد و پيمان شكنان، شورشيان و خوارج (ناكثين، قاسطين و مارقين ) آن را دروكردند!
💡 همچو اخگر گر نسوزاند وجود خویش را پس چه خاکستر ندانم بر سر افشاند کسی!