فرهنگستان زبان و ادب
{aversion therapy} [روان شناسی] گونه ای رفتاردرمانی که در آن بیمار برای اجتناب از رفتار یا نشانه های ناخوشایند ازطریق مرتبط کردن آنها با تجارب دردناک شرطی می شود
{aversion therapy} [روان شناسی] گونه ای رفتاردرمانی که در آن بیمار برای اجتناب از رفتار یا نشانه های ناخوشایند ازطریق مرتبط کردن آنها با تجارب دردناک شرطی می شود
💡 وانکس از عهد و وفای تو کند بیزاری که ز یزدان و زپیغمبر بیزار بود
💡 بیزاری از نگاه را میتوان در اختلالات اضطرابی نیز مشاهده کرد، اما ارتباط چشمی ضعیف در کودکان اوتیستیک به دلیل کمرویی یا اضطراب نیست بلکه بهطور کلی و از نظر کمیت کاهش یافتهاست.
💡 عقل کو بر سر من کار نمایی کردی کارم افتاد، چو بر جان خط بیزاری داد
💡 پس از این حادثه مراکشیهای مقیم فنلاند طی آکسیونی بیزاری خود را از این عمل تروریستی و عاملان آن ابراز داشتند.
💡 نویسنده تاریخ سیستان، به سبب میهندوستی و همدلی آشکارش با آرمان حمزه، به نام و سابقه زردشتی پدر حمزه اشارهای نکرده و برخلاف بیهقی که دشمن حمزه است، از او بیزاری نجسته است.
💡 نیستم مقبول تا مردودِ خاطرها شوم چون یتیمان نیست بیم از خطِّ بیزاری مرا